الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
118
الغدير ( فارسى )
ابن حجر « 1 » و نووى « 2 » و ابن حمزهء حرّانى از طبرانى و حاكم به اسنادشان از ابو طفيل ، از زيد « 3 » و نيز از ترمذى و نسائى و ضياء مقدسى به اسنادشان از او روايت كردهاند . « 4 » ابن حمزهء حرّانى از قول سيوطى گويد : اين حديث متواتر است و محدّثان بسيارى آن را روايت كردهاند ، مانند : متّقى هندى از ترمذى و ضياء مقدسى « 5 » و احمد و نيز به نقل از المعجم الكبير طبرانى « 6 » و همچنين از ابو طفيل ، عامر بن واثله و ابو عبد اللّه ميمون و عطيهء عوفى و ابو الضحى همگى از زيد - به نقل از محمّد بن جرير طبرى در حديث الولاية « 7 » و يزيد بن ابى حيّان ، از زيد « 8 » ؛ طبرانى در المعجم الكبير ؛ ضياء مقدسى از زيد و سى تن از صحابه و خطيب ولى الدينى زكريّا تبريزى از طريق احمد ، از براء بن عازب و زيد . « 9 » سبط ابن جوزى گويد : احمد در الفضايل از قول ابن نمير ، از عبد الملك ، از عطيهء عوفى نقل كرده كه گفت : نزد زيد بن ارقم آمدم و به او گفتم : من دامادى دارم كه او از تو حديثى را در شأن على در روز غدير نقل كرده است و دوست دارم آن حديث را از تو بشنوم . گفت : شما اى اهل عراق ، شما چنان هستيد كه خود دانيد . من به او گفتم : از من باكى نداشته باش و بيمى به دل راه مده . گفت : بلى ، ما در جحفه بوديم كه رسول خدا ظهر هنگام بر ما درآمد ، در حالى كه بازوى على بن ابى طالب را گرفته بود و خطاب به مردم فرمود آيا نمىدانيد كه من به مؤمنين از خودشان سزاوارترم ؟ همگى گفتند : بلى ، چنين است . پس فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست ، و اين سخن را چهار مرتبه تكرار فرمود . « 10 » محمّد بن اسماعيل يمنى در روضة النديّة فى شرح التحفة العلوية بعد از ذكر حديث غدير به طرق گوناگون گويد : فقيه علّامه ، حميد محلّى در محاسن الازهار تمام خطبهء پيامبر اكرم را كه در روز غدير با آن طول و تفصيل ايراد فرمود ، بسند خود ذكر كرده تا
--> ( 1 ) . ر ك : تهذيب التهذيب : 7 / 337 . ( 2 ) . ر ك : رياض الصالحين 152 . ( 3 ) . البيان و التعريف : 2 / 136 . ( 4 ) . همان : 2 / 230 . ( 5 ) . كنز العمّال : 6 / 152 . ( 6 ) . همان : 6 / 154 . ( 7 ) . همان : 6 / 390 . ( 8 ) . همان : 6 / 102 . ( 9 ) . مشكاة المصابيح 557 . ( 10 ) . تذكرة الخواص 18 .